شيخ مصلح الدين سعدي شيرازي (رحمه الله عليه) كه از عالم برزخ ناظر بر اعمال و رفتار هم لباسان خويش بر زمين است پس از تفكر و تعمق بسيار در احوال ايشان, بر آن شده كه نسخه’ جديد گلستان را بهر خلايق به رشته تحريردرآورد. و اين بخش نخستين از مقدمه گلستان است, تا چه مقبول افتد و چه در نظر آيد.
لعنت شيوخ را جز جگر كه حكومتش مايه نكبت است و بدر كردنش مزيد زحمت. هر فرمان كه از او رسد مضر حيات است و چون مكرر رسد موجب ممات. پس در هر فرمان دو ستم موجود است و بر هر ستم زوري واجب:
از تاب و توان كه برآيد ........ كز عهده’ ظلمش بدر آيد
اسود الحكام هو ولايت الفقيه
خلق همان به كه ز دست فقيه .......... عذر بدرگاه خداي آورد
ورنه به رندي و پدر سوخته گي ........... حال همه خوب بجاي آورد
چاه نفت مردمان به ثمن بخس فروخته و فساد و تباهي به همه جا كشيده, پرده’ ناموس خلايق به دنائت دريده و گردن مخالفان به سهولت بريده:
اي لعيني كه از بيت المال ....... دوست و آشنا وظيفه خور داري
خلق را نداني داخل آدم ......... تو كه با دشمنان نظر داري