--> پيرتاک <body><script type="text/javascript"> function setAttributeOnload(object, attribute, val) { if(window.addEventListener) { window.addEventListener('load', function(){ object[attribute] = val; }, false); } else { window.attachEvent('onload', function(){ object[attribute] = val; }); } } </script> <div id="navbar-iframe-container"></div> <script type="text/javascript" src="https://apis.google.com/js/platform.js"></script> <script type="text/javascript"> gapi.load("gapi.iframes:gapi.iframes.style.bubble", function() { if (gapi.iframes && gapi.iframes.getContext) { gapi.iframes.getContext().openChild({ url: 'https://www.blogger.com/navbar/5111494?origin\x3dhttps://pirtaak.blogspot.com', where: document.getElementById("navbar-iframe-container"), id: "navbar-iframe" }); } }); </script>

پيرتاک

دوستان:

آرشيو

گويا
BBC
******* Comments********** ****
 



Wednesday, July 16, 2003

غزل خداحافظي

ز آه من نترسيدي و رفتي .............به اشك ديده خنديدي و رفتي
دل ريشم ز دستت مرهمي خواست.... نمك بر زخم پاشيدي و رفتي
بگفتي يار و دلدارت نباشم............ دلم پر خون پسنديدي و رفتي
به شهر خود غريبانه بمردم............ ز اندوهم نپرسيدي و رفتي
دل رنجور و عاشق پيشه ام را..........فتاده بر زمين ديدي و رفتي
صداي ضجه و آهنگ گريه............ نواي چنگ بشنيدي و رفتي
بجاي جامه عشق و محبت..............لباس كينه پوشيدي و رفتي
فرستادي دل اميدوارم..................به قعر چاه نوميدي و رفتي
نپيوستي به جمع پايكوبان ..........به رسم جنگ رقصيدي و رفتي
به روي آشنا رو ترش كردي .......... تو بيگانه پرستيدي و رفتي
مرا باران رحمت در نظر بود........چو موج يم خروشيدي و رفتي
براي ديدنت سر برگرفتم............سرم بر سنگ كوبيدي و رفتي
مرا بي اعتبار وخوار كردي ......... به رسوائيم كوشيدي و رفتي
تو را جام شراب ناب دادم ............ مي بيگانه نوشيدي و رفتي
ز مال دنيي و رهتوش اخري ........دلي بودم كه آن بردي و رفتي
مرا جز راحت تو آرزو نيست ........ دعاي خير نشنيدي و رفتي
سلامت باشي و شاد و سبكبال....... اگرچه بال من چيدي و رفتي

پيرتاك, 22/10/2002 شهر فرشتگان

Pirtaak  ||  9:02 PM