زوزه’ باد
ديدي وقتي كه ميآد
زوزه كشون صداي باد
همه جا غوغا ميشه
صداي هلهله’ بچه ها هم
تو محله پا ميشه
بلوا ميشه
جير جير پنجره’ قديمي رو در ميآره
يا كه غرغر مي كنه
روزنامه فروش پير
وقتي رو روزنامه هاش سنگ ميذاره
ولي دور از همه چي
ولي دور از همه كس
فارغ از غمگين و شاد
فارغ از فرياد و داد
بيد مجنوني با ناز
داره شونه مي زنه شاخه هاشو با دست باد
خودشو شاخه هاشو با هم سپرده دست باد
هرطرف كه باد ميآد اونم ميره
هرطرف كه اون ميره بادم ميآد
آره وقتي كه ميآد
زوزه كشون صداي باد
صدايي كه ميشنوي
صداي راز و نياز عاشقه
كه داره با تموم وجود خود
گيسوي معشوقشو ناز ميكنه
پر پرواز دلو باز ميكنه
خوش به حال گيسوي مجنون بيد
خوش به حال دستاي عاشق باد
پيرتاك 14/2/2003 شهر فرشتگان