|
گويا
BBC
*******
Comments**********
****
|
نمايشنامه در يك پرده:
صحنه: يك رستوران ايراني در شهر فرشتگان
نور: صحنه با لوستر روشن شده است.
موزيك: رامشگريِ گرمابه ايِ (خالطوري) شهر فرشتگان (ديم ديم ديريم, دام دام .....).
چندتا ميز كه دور هركدام چند نفر نشسته اند و دارند غذا مي خورند در صحنه وجود دارد. خانم ها آرايش غليظ دارند و بعضي از آنها موهايشان را Highlight كرده اند و بقيه بشدت Blond بنظر مي رسند. يك ميز بزرگ در جايي قرار دارد كه از در ورودي بخوبي ديده مي شود و يك آقاي شيك پوش پشت ميز ايستاده و به كساني كه از در وارد مي شوند لبخند مي زند. گارسن ها (waiter) اغلب مكزيكي هستند ولي اسم غذاهاي ايراني را بدون لهجه تلفظ مي كنند.
سه نفر وارد مي شوند. آقاي شيك پوش به دقت آنها را برانداز مي كند. او در اين كار آنقدر مهارت دارد كه حتي مي تواند مدل ماشيني كه مشتري ها سوار مي شوند را به راحتي از روي لباسشان حدس بزند. آخر ماشين بخش بزرگي از شخصيت مشتري را تشكيل مي دهد. به لبخندي كه بيننده را ياد كارهاي داوينچي مي اندارد با لهجه’ وطني مي پرسد: How many?
مشتري اول (الف) : A table for three please
مشتري دوم (ب) در حالي كه دهنش را به گوش الف نزديك مي كند: حالا غذاش خوبه؟
الف قيافه’ مطمئني به خودش مي گيرد و خيلي آرام مي گويد: اگه خوشت نيومد ظرفاي توي خونه رو من ميشورم.
در همين حال يك آقاي حدود 45 ساله بسيار شيك پوش با يك خانم حدود 28 ساله وارد مي شوند. خانم لباس شب كاملاً بازي پوشيده است و سعي مي كند ريتم موسيقي را در حركاتش حفظ كند. سه نفر اول همچنان منتظرند.
آقاي پشت ميز رو به ميهمانهاي جديد: سلام قربان, خيلي خوش امديد, دو نفر؟
ميهمان شيك پوش: آره عزيز, يه جاي دنج لطفاً.
آقاي پشت ميز در حالي كه دو تا Menu در دست دارد راه مي افتد و رو به آقاي شيك پوش: لطفاً تشريف بيارين.
الف رو به ب و نفر سوم (جيم): اين يارو چرا همچين كرد؟ ما كه زودتر اومده بوديم.
جيم كه تا به حال ساكت بوده رو به الف و ب: نديدي مگه يارو با چه Porsche ي اومد؟
ب: اولاً كه اين يارو اصلاً ماشين اونا رو نديد, دوماً, ماشين چه ربطي به نوبت داره.
الف: هيس, يارو داره ميآد.
آقاي پشت ميز در حالي كه سه تا Menu به دست الف ميدهد با همان لهجه’ وطني: The third table from left
هر سه به طرف ميزشان حركت مي كنند و پشت ميز مي نشينند.
صحبتهايي كه روي ميزهاي كناري جريان دارد نظرشان را جلب مي كند.
اولي: فري مي گفت كار دكتره حرف نداره, دماغشو كرده عين دماغ Madonna, نمي دوني چقدر عوض شده.
دومي: حالا حتماً فيس و چسش هم ده برابر شده, يكي نيست بهش بگه بابا دماغتو درست كردي, چشماي بابا قوريتو چيكار مي كني.
سومي: آره والا, ميمون هرچي زشت تر, بازيش بيشتر.
الف رو به ب و جيم: چي مي خورين بچه ها؟
ب: تو تا حالا قورمه سبزي اينجا رو امتحان كردي؟
الف: آره, مث خورش مامان كه نيست ولي مزه’ قورمه سبزي ميده.
جيم: من كوبيده مي خورم.
يك گارسن مكزيكي به ميز سوم نزديك مي شود. "Anything to drink?"
الف: Water for all please.
هر سه به هم نگاه مي كنند و آهسته سخن مي گويند.
آقاي شيك پوش ديگري در حالي كه كاغذ و قلم در دست دارد به ميز سوم نزديك مي شود.
آقاي شيك پوشِ قلم بدست در حالي كه يك لبخند از دور دست به عاريه گرفته: آماده هستين؟
اين جمله را در حالي ادا ميكند كه روي فعل " هستين" فشار بيشتري احساس شود.
الف: فسنجان لطفاً.
ب: قورمه سبزي لطفاً.
جيم: كوبيده لطفاً.
آقاي شيك پوش قلم بدست از ميز سوم دور مي شود.
گارسن مكزيكي سه ليوان آب روي ميز مي گذارد و مي رود.
ب: نمي دونم چرا تو ليوان من يه چيزاي اضافي هست.
الف: الآن درستش مي كنم.
الف در حالي كه دستش را بلند كرده و به آقاي شيك پوش قلم بدست اشاره مي كند.
آقاي شيك پوش قلم بدست با بي ميلي تمام به ميز سوم نزديك مي شود.
آقاي شيك پوش قلم بدست: بفرمائيد.
مجدداً روي اين كلمه فشار مي آورد.
الف: لطفاً اين ليوان را عوض كنيد.
آقاي شيك پوش قلم بدست: مگه چشه؟
الف: يه چيزي توشه.
آقاي شيك پوش قلم بدست: ببينم.
الف ليوان را به او نشان مي دهد. آقاي شيك پوش قلم بدست بدقت محتويات ليوان را نگاه مي كند.
آقاي شيك پوش قلم بدست: من كه چيزي نمي بينم.
الف: ببخشيد ولي اگه لطفاً دقت كنيد مي بينيد.
آقاي شيك پوش قلم بدست به الف نگاه مي كند, پس از يك مكث ليوان را با خود مي برد.
الف رو به ب: راستي اوضاع پروژت چطوره؟
جيم در حالي كه لبخند شيطنت آميزي بر لب دارد: منظورت كدوم پروژشه؟
ب رو به جيم: تو باز شوخيت گرفت؟
ب رو به الف: فعلاً كه مشغولم, تا ببينيم چطور پيش بره.
جيم در حالي كه دارد مي خندد: را به را تلفن ميزنه, ملومه كه داره پيش ميره.
ب سرش را تكان مي دهد و هر سه مي خندند.
آقاي پشت ميز در حالي كه لبهايش فرم طبيعي ندارند ميز سوم را زير نظر دارد.
ادامه دارد.
 |
|