نمايشنامه در يك پرده (بخش دوم)
روي ميز شماره’ يك سه نفر نشسته اند, يك آقا با عينك پنسي و يكي با سبيل بلند و سومي با صورت اصلاح شده.
آقاي عينك پنسي: اينا دارن كشتيي رو سوراخ مي كنن كه توش نشستن. عين خيالشونم نيست اگه همه چيزم به باد بره. يوقتي به صرافت مي افتن كه اصلاحات آخرين شانسشون بوده كه ديگه خيلي ديره.
آقاي سبيل بلند: بعله آقا, اصلاً اين حكومت وقتي اصلاح مي شه كه از هر تير برق يه آخوند آويزون كنن. اونوقت ميشه گفت يه اصلاحات اساسي انجام شده.
آقاي صورت اصلاح شده: اعلاميه جديد اعليحضرت رو كه ملاحظه فرمودين, امروز فقط اتحاد.
آقاي عينك پنسي در حالي كه به آقاي صورت اصلاح شده نگاه مي كند: قبلاً هم يبار همه متحد شدن, نتيجش اين شد كه همه رفتن زير يوغ ولايت فقيه. انحاد بايد بر مبناي آرمانهاي مشترك باشه نه دشمنهاي مشترك. اينجوري اگه اين دشمن هم نابود بشه, بعدش تازه اختلافا شروع ميشه, دفعه’ قبل هم همين اتفاق افتاد.
آقاي صورت اصلاح شده ته سينش را صاف مي كند و در حالي كه قيافه’ حق به جانبي مي گيرد: دفعه’ قبل اشتباه در اين بود كه خيليا ولي نعمتشونو دشمن فرض كردن. آگه به حرف اعليحضرت محمد رضا شاه كبير گوش مي كردن, تو اين چاله نمي افتادن. حقشونه, اين نتيجه’ ناشكريه آقا.
آقاي سبيل بلند كمي صدايش را بلند مي كند: تيمسار, بهتون بر نخوره ها, ولي حكومت شاه هم كم ظلم نكرد. اگه اينقدر رفقا رو اعدام نكرده بود و زندوناشو پر نكرده بود از دلاوراي حزب, اين بلا سرش نمي اومد.
آقاي صورت اصلاح شده كراواتش را مرتب مي كند و رو به آقاي عينك پنسي: همه جاي دنيا خائنا رو اعدام مي كنن.
آقاي سبيل بلند با صورت بر افروخته: خيلي عذر مي خوام, ظاهرا شما يه تعريف خيلي جديد از خيانت دارين كه پهلويا توش نمي گنجن ولي وطن پرستا رو شامل ميشه, ها؟
آقاي عينك پنسي در حالي كه به هردو نگاه مي كند: آقايون خواهش مي كنم.
روي ميز سه هنوز الف, ب و جيم منتظر غذايشان هستند.
الف: شنيدي براي سرعت حرف زدن آقا يه واحد جديد درست كردن؟
جيم با علاقه رو به الف: نه, چيه؟
الف: EPS.
ب: خوب اين يعني چي؟
الف سرش را كمي جلو مي آورد: Enemy per second. يعني در هر ثانيه چند بار ميگه دشمن. مثلان آقا داشت با 8 EPS سخنراني مي كرد.
هرسه مي خندند.
در همين لحظه يك گارسن مكزيكي با دستان پر از غذا به ميز نزديك مي شود.
گارسن مكزيكي: كوبيده؟
جيم: Thats mine.
گارسن مكزيكي: فسنجان؟
الف: Here please.
و گارسن قورمه سبزي را جلوي ب مي گذارد و مي رود.
ادامه دارد,