|
گويا
BBC
*******
Comments**********
****
|
Monday, September 15, 2003
ابي
و بالاخره موفق شديم بليط تهيه كنيم. با كلي مشورت و تبادل آرا با اعوان و انصار معلوم شد كي همراهه و كي نيست. ايشون (ابي) بنا بود در گريك تياتر (تئاتر يوناني) برنامه اجرا كنن. يه فروشگاه تو وست ووده بنام ساند سيتي كه يه آقاي خيلي خوش اخلاق اونو اداره مي كنه. اگه يه سئوال رو دوبار بپرسي با لگد تو خيابوني. ايشون بليطها رو به هر قيمتي كه دلشون خواسته بود فروخته بودند. مثلاً تو يه رديف قيمتا از 35 دلار تا 85 دلار تغيير مي كرد و اين مستقل بود از نزديكي نسبي به سن. اينو اونجا فهميديم. خلاصه وقتي خودمونو به محل اجرا رسونديم متوجه شديم برنامه با رقص عربي شروع شده. پس از كلي هنرنمايي گروهي با حركات موزون و يك ساعت تاخير بالاخره حضرت آقا تشريفشون هويدا شد. اركستر به نظر كامل مي اومد و حدس مي زديم برنامه’ خوبي در انتظارمون باشه. ابي اومد با 35 سال سابقه’ اجرا. پير شده و كمي هم چاق ولي هنوز موقع خوندن خم مي شه و موقع حرف زدن از ادبيات شَمَلي استفاده مي كنه. اولين آهنگ رو عالي خوند, نه خارج زد و نه شعر رو فراموش كرد, هنوز صداي خوش رنگ با حجم زيادش خوصوصاً در اوج, نشون از مهارت حرفه اي و نعمت خداداديش داره. بعد از آهنگ اول شروع به سلام تعارف كرد و همونطور كه انتظار داشتيم سخنراني با كمي روده درازي همراه بود. دومين آهنگ رو از آلبوم جديدش انتخاب كرده بود "درخت". گفت كه شعر رو از بر نيست و بايد از تقلباش استفاده كنه. يه توضيح كوچيك اينجا لازمه: يه خواننده رو استوديو سينگر ميگن وقتي مث نوازنده’ مثلاً پيانو كه مي تونه همون لحظه كه براي اولين بار نت رو ميبينه دِشيور كنه, نت و شعر رو تحويل مي گيره و پس از ده دقيقه كلنجار رفتن با شعر آماده’ اجرا مي شه. يك استوديو سينگر نت و شعر قطعه رو از رو ميخونه. ولي حتي وقتي يك نوازنده بناست رسيتال انجام بده همه’ آهنگ رو به خاطر مي سپره و از بر برنامه رو اجرا مي كنه. اما خواننده هاي معمولي, قبل از اجراي يك قطعه چندين بار اونو اجرا مي كنن, حتي گاهي تا صدها بار اونو مورور مي كنن. بهمين علت احتمال اينكه يه خواننده سر اجرا شعر رو فراموش كنه خيلي كمه. برگرديم به كنسرت ابي, ايشون آهنگ دوم رو از رو خوندن و متا’سفانه گاهي توجه زيادي به ليريكس (شعر آواز) باعث مي شد كه صدا فالش بشه و اين براي يه خواننده’ حرفه اي كه ادعاي 35 سال احراي رو صحنه رو داره عيب بزرگيه. خلاصه كار به جايي كشيد كه يكي از آهنگا رو كلاً گم كرد و چند دقيقه طول كشيد تا به قول خودش تقلباشو پيدا كنه. بالاخره بنا شد "خليج" رو بخونه. يه مقدمه’ 7-8 دقيقه اي راجع به آهنگ و شعر و سپس اجرا. در كمال ناباوري وسط آواز ابي موند و شعر رو فراموش كرد, تپق به اين بزرگي؟ بابا خلايق كلي پول دادن و كلي وقت گذاشتن, هنرمند عزيز, استاد محترم, لوتي, بابا يكم كار رو جديتر مي گرفتي, چي مي شد.
قرن بيستم رو صداي پاواروتي تسخير كرد و هيچ كس در قدرت و مهارت او و ارزش صدا و عظمت اجراهاش شك نداره. يكي دو سال پيش, همين جناب پاواروتي در حين اجراي يكي از لگاتوهاي بالا تپق فرمودن, فكر كنم نيويورك بود و تلويزيون هم داشت صحنه رو نشون مي داد. نمي دونين تماشاچيا با شيشه’ نوشابه و پوست ميوه چه كردن, اصلاً هم به اين توجه نكردن كه بابا طرف پاواروتيه نه برگ چغندر. جالبه كه قيمت بليط خواننده هاي وطني اغلب از كنسرت هاي معتبر اينجا گرون ترن و اگه مسئله’ پول رو اصلاً در نظر نگيريم, اينجا هيچ كس اين حق رو نداره كه برنامه’ الكي اجرا كنه, ملت پوستشو مي كنن. ولي اين قضيه در مورد خواننده هاي وطني ظاهراً درست نيست و اونا هر كاري كه دلشون مي خواد رو صحنه مي كنن و هيچ كس هم اعتراضي نداره.
خلاصه جناب ابي در حالي كه سياه مست بود برنامشو نتونست كامل كنه چون وقت نداشت و همه رو خمار رونه كرد.
ايشالا سر فرصت راجع به موسيقي و كنسرت هاي ايراني خواهم نوشت.
پاينده باشيد.
 |
|