--> پيرتاک <body><script type="text/javascript"> function setAttributeOnload(object, attribute, val) { if(window.addEventListener) { window.addEventListener('load', function(){ object[attribute] = val; }, false); } else { window.attachEvent('onload', function(){ object[attribute] = val; }); } } </script> <div id="navbar-iframe-container"></div> <script type="text/javascript" src="https://apis.google.com/js/platform.js"></script> <script type="text/javascript"> gapi.load("gapi.iframes:gapi.iframes.style.bubble", function() { if (gapi.iframes && gapi.iframes.getContext) { gapi.iframes.getContext().openChild({ url: 'https://www.blogger.com/navbar/5111494?origin\x3dhttps://pirtaak.blogspot.com', where: document.getElementById("navbar-iframe-container"), id: "navbar-iframe" }); } }); </script>

پيرتاک

دوستان:

آرشيو

گويا
BBC
******* Comments********** ****
 



Wednesday, September 17, 2003

تنهايي

بسيار شنيده ايم از تنهايي بشر و هراسي كه او از تنهايي دارد. تا بدين سان مضر و بي مصرفست آخر اين تنهايي؟ مگر چيزي به نام تنهايي هم هست تا بتوان از آن گريخت؟ چه شب ها كه پيش گشته ام تا در پناه سكوتش لختي بياسايم, افسوس, گوهري كه همه از آن بيزارند چنين ناياب و دور از دسترس است. در بلندايِ كوه و ساحلِ دريا و سمفونيِ جنگل و ازدهامِ كوچه, همه جا امتدادِ افقِ اميدم به يافتنش مختوم به افسونِ نوميدي گشت.
كجايي تنهايي؟ كجايي؟ نيافتمش چرا كه يادت در همه’ وجودم چنان رخنه كرده كه حتي نشاني از خود نمي بينم تا با ستردن غير تنهايش كنم. مي داني, همانقدر كه دلم تنگ توست, تنگ خودم نيز هست. هم تو نيستي هم من. محكوم به حمل جسدي گشته ام كه حتي صاحبش را نمي شناسم. در كنج هايِ پنهانِ حافظه’ غبار گرفته ام گاهي تصوير مخدوشي از "من" قصد هويدا شدن دارد كه آن نيز در گذار هر ثانيه, كه نمي دانم دقيقاً چقدر طول مي كشد, بيشتر در پس انبوه لحظه هاي غمگين بي تو بودن به اعماق تاريكي فرو مي رود. اي كاش دست كم يكيمان را مي يافتم. اي كاش لااقل يكي مي گفت كه اين كيست كه بر گُرده’ ناتوانم سنگيني مي كند.

Pirtaak  ||  12:06 PM