دوران دانشجوئي
دوباره ادوايزرم از سفر آمد ... دوره’ علافي و خوشي سر آمد
دوباره زنگ مي زند كه تو كجايي؟ ... چه بر سر پيپر بي پدر آمد؟
نمي شود به او گفت كاري نكردم ... نوبت پايان تحصيل مگر آمد؟
نه مي شود كه با او از عاشقي گفت ... نه از صداي گريه كه سحر آمد
نه مي شود به او گفت براي ويزا ... چه بر سر غريبِ در بدر آمد
دوباره چندتا دروغ بايد سوار كرد ... چرا كه بوي بد دردسر آمد
پيرتاك 27/9/2003 شهر فرشتگان