قمار زندگي
اولين بار كه با دوستان مي رفتيم لاس وگاس, من عهد كرده بودم كه هرگز قمار نخواهم كرد و اونا هم گفته بودن خيليا قبل از اينكه بيان همين حرف رو ميزنن. اولين بار كه قدم به خيابوناي وگاس ميذاري, حسابي تحت تا’ثيرِ زرق و برق شهر قرار ميگيري. واقعاً اگه قمار هم نكني, ديدن شهر به تنهايي خودش يه تجربه’ منحصر به فرده. خلاصه با بچه ها رفتيم توي يك كازينو و من همچنان به عهد خود پايبند بودم. عده’ زيادي مشغول بازي بودن, بعضي با اسلات ماشين سرگرم و ديگران پاي ميزاي مختلف قمار مي كردن. يكي دوتا از بچه ها با بِلَك جَك (شبيه 21 خودمونه) كار رو شروع كردن و من هم فقط تماشا مي كردم. ميز نسبتاً ارزوني بود و ميتونستي با چيپ 5 دلاري هم بازي كني. يك ساعت نگذشته بود كه داشتم به ديلر اشاره ميكردم كافيه من روي 18 ميمونم. 8 ساعت گذشته بود و همه’ بچه ها رفته بودن و من تنها روي ميز بلك جك داشتم بازي ميكردم, ساعت 6 صبح بود.
وقتي وارد كازينو ميشي, رابطت با زمان و مكان قطع ميشه, اونجا نه پنجرا اي هست كه تاريك و روشن شدن هوا رو ببيني و نه ساعتي كه تو رو به ياد زمان بندازه. به هواي كازينوها اكسيژن اضافه مي كنن تا هميشه احساس تازگي و طراوت كني و خستگي و بي خوابي باعث نشه كه اونجا رو ترك كني. ابتدا, چيپ ها برات معني و ارزش اقتصادي دارن, ولي كم كم تبديل ميشن به يك عدد. يوقت ميبيني داري 100 دلار چيپ ميذاري و با يك اشاره اونو ميبازي و دوباره چيپ ميزاري و اصلا به اين توجه نداري كه چقدر براي پيدا كردن فرضاً يك تيشرت كه 1 دلار ارزونتره وقت گذاشتي. اينقدر ميموني تا هرچي داري ببازي و برگردي مث مرده ها بخوابي.
وقتي بيشتر دقت مي كني مي بيني ما سال هاست كه داريم قمار مي كنيم, چيپمونم هم روزاي عمرمونه. اصلاً به اين توجه نمي كنيم كه روزاي عمر محدودن و بايد حداكثر استفاده رو از اونا برد. توي يه چرخه’ باطل مي افتيم و توش زمان رو مي كشيم و اسمشم ميذاريم زندگي. يروز به خودمون مي آيم كه چيپامونو تموم كرديم و ديگه بايد بريم بخوابيم.