|
گويا
BBC
*******
Comments**********
****
|
نيمه’ پنهان "جايزه’" "نوبل" "شيرين عبادي"
در مقدمه چون بحث بر خطاها و انحرافات يك زن مي باشد, بد نيست اصل پيدايش زن در نظام خلقت را بصورت علمي و بيطرفانه مورد برسي جامع قرار دهيم.
پيدايش زن
صاحب بحارالانوار, مرحوم علامه’ مجلسي (اثر معتبر و معروف ايشان حليت المتقين است كه طبق استانداردهاي مدرن Rated R محسوب مي شود و خواندنش به همه’ عزيزان توصيه مي گردد), معتقد است خداوند دو عالم اول اراده به خلقت مرد نمود و چون مرد را آفريد, ملاحظه كرد كه او با هيچ يك از حيوانات موجود در عالم آميزشي ندارد, حتي Pet نيز نگه نمي دارد, پس از دنده’ چپ مرد حيوان جديدي خلق كرد و به او صورتي داد تا آدم ابوالبشر رغبت مصاحبت با وي داشته باشد. تجربه’ آفرينش آدم (مرد) به خداوند رحمان كمك كرد تا موجود دوم را از مصالح كمتر و با دوام بيشتر و احتمالاً زيباتر بيافريند. و اين حيوان جديد را زن ناميد و از اين بابت است كه او مخلوقي ناقص است و خداوند ما مردان را خطاب مي كند و مي فرمايد " الرجال قوامون علي الانسا’". و هم او بود كه آدم را فريفت و ميوه’ ممنوعه بدو خوراند تا ما را از بهشت راندند, بنابراين اظهر من الشمس است كه زن همواره’ تاريخ باعث دردسر و مشكلات بشر (مرد) بوده و بدين دليل است كه ابليس همواره با چهره’ زن ظاهر مي شود, پس بايد در زن بديده’ شيطان نگريست. در تمامي جنگها و جناياتي كه از بشر سر زده نقش اصلي را زن بازي كرده و اغلب امامان ما بواسطه’ اين موجود ذاتاً پليد به شهادت رسيده اند. براي نمونه دشمني يزيد با حضرت سيدالشهدا بر سر تصاحب يك زن بود (عمروعاص كه به نمايندگي از يزيد براي خواستگاري از يك زن به مدينه آمده بود, در راه خدمت امام حسين رسيد, ايشان چون به مقصود عمر پي بردند از او خواستند كه براي آن حضرت نيز از وي خواستگاري كند. عمر نيز براي يزيد, امام حسين و خودش خواستگاري كرد و آن زن كه شوهرش در كاخ يزيد اغفال شده بود خواستگار پنجاه و چند ساله’ بني هاشم را به آندو ترجيح داد و تمام زحمات يزيد براي تصاحب آن زن را نقش بر آب كرد) و ابن ملجم ملعون نيز به وسوسه’ زني پليد امام اول را ضربت زد و ديگر امامان نيز به همين ترتيب شهد شيرين شهادت نوشيدند. حتي بزرگان ديگري در تاريخ بدين وسيله به قتل رسيده اند و صاحب شاهنامه مي فرمايد: "زن و اژدها هردو در خاك به ... جهان پاك از اين هردو ناپاك به". طبق آموزه هاي فقه حنيف, وظيفه زن خانه داري و بچه زايي است و به قول شيخ اجل " زن خوب فرمانبر پارسا ... كند مرد درويش را پادشاه" و اينها رسالت هاي زن خوب است.
جايزه’ نوبل
اين جايزه توسط يك جنايتكار جنگي عامل استكبار به نام آلفرد نوبل كه اولين تروريست و سازنده’ سلاحهاي كشتار جمعي بود بنا نهاده شد. وي كه همواره به سرسپردگيش به امپرياليزم جهاني اذعان داشته و در بمباران شهرهاي هيروشيما و ناكازاكي نيز حضور فعالي داشته و همچنين مردم بي دفاع ويتنام و سربرنيتسا و هرات را به گلوله بسته و كَفَر قاسم را به خاك و خون كشيده, به منظور كمك به ديگر جانيان و آدمفروشان ملحد و جيره خواران استكبار جهاني از محل بيت المال هزينه’ اين جايزه را مي پرداخت. پس از وي, اين عادت شنيع و ضد انساني و التقاطي توسط يك كميته از وادادگانِ سياسيِ لائيكِ عاملِ استكبار و جيرخوارِ موسادِ مستقر در پاريس پايتخت بلژيك تحت پوشش سازمان تروريستيي موسوم به نام آن ملعون ادامه داده شد. از پشتيبانان اين كميته’ ظاله مي توان از بنياد هانريش بل و سبزهاي آلمان و حزب نازي و موسيليني نام برد. يك برسي تاريخي نشان مي دهد كه همه’ برندگان اين جايزه نظير آل كاپون, پله, ژان پل سارتر, اسكندر مقدوني و ديگر خود فروختگان, همگي از CIA مواجب مي گرفته اند. بنابراين نفس گرفتن جايزه’ به اصطلاح نوبل خود گواه محكمي بر سرسپردگي و وادادگي و خود فروختگي و فساد اخلاقي و عرق خوري كسي است كه ننگ اين جايزه را برده.
شيرين عبادي
شخص معلوم الحالي موسوم به شيرين عبادي كه از عوامل گروهكي و پادوهاي استكبار جهاني است و خودفروختگي و سرسپردگي خود به عوامل امپرياليزم جهاني را بارها و بارها و در برحه هاي خاص و عام اظهار داشته از طرف شوهر پنجمش, سيامك پورزند به رياست دادگاه به اصطلاح انقلاب در رژيم ملعون و طاغوت پهلوي برگزيده شد. وي كه در مراسم بله برونش براي شاپور بختيار جوراب تا به تا پا كرده بود, انگيزه اش را پاره كردن سندرقيت زن ايراني برشمرد و از همان روزگار نشانه هاي وادادگي و فساد اخلاقي در نامبرده آشكار شد. او تحصيلات ابتدائيش را در روستايي از توابع كرمانشاه به اتمام رساند و در همين اثنا با پسر همسايه شان كه فرد معلوم الحال ديگري به نام فرهاد بود روابط بر قرار كرد. پس از برملا شدن اين ننگ, خانواده’ او قصد سر به نيست كردنش را داشتند كه موضوع به اطلاع به اصطلاح فرماندار وقت كه از عوامل طاغوتي رژيم منحط پهلوي بود و خسرو نام داشت رسيد. وي نامبرده را خواست تا جريان را روشن كند. سپس شيرين خسرو را نيز فريفت و با يكديگر عليه فرهاد دسيسه كردند و او را به كار معدن گماردند. تمامي مدارك و گزارشات مربوطه موجود و حكايت از فساد شيرين و كارگزاران حكومت طاغوت دارند. سپس با استفاده از سهميه’ خاص اشرار و وادادگان وارد دانشگاه شد و مدرك به اصطلاح حقوق گرفت. وي در يك دادگاه ساختگي مرحوم حاج طيب رضائي را به اعدام و حاج حبيب موتلفه را به شلاق محكوم كرد كه جايش همچنان درد مي كند. در عين حال وي ترانه’ گلپري جون را در حضور اشرف پهلوي اجرا كرده و با فريدون هويدا و فريدون فرخزاد (قبل از اينكه ايشان تغيير موضع بدهند) نيز ارتباط داشت. نامبرده مدتي را نيز دوست دختر مجيد شريف واقفي بوده و از آواز مسعود رجوي تعريفهاي آنچناني كرده. نام وي در كميته’ نظامي حزب توده بعنوان عامل نفوذي در دادگاه روحانيت ثبت شده است. وي مدتي را با جلال آل احمد زندگي كرد و وي را نيز از راه راست بدر برده ملحد كرد. او در خاطراتش از سفرهايي كه با فردي موسوم به اخوان ثالث به فرانسه داشته ياد كرده و فرد به اصطلاح شاعري نيز كتاب شيرين در آينه را پس از دشنه در ديس به او هديه كرده. او همچنين اراجيفي در قالب به اصطلاح شعر تحت عنوان عصيان منتشر كرده و با ابراهيم گلستان نيز ارتباطات آنچناني داشته. در كوران مبارزات اسلامي مردمي بر عليه رژيم ساقط شده’ پهلوي در مقابل حجاب اسلامي مقاومت كرد كه با حضور پر شور برادران حزب الله, و شعار دندان شكن يا روسري يا توسري در مقابل دانشگاه تهران مجبور به پوشيدن حجاب شد. نامبرده در كنفرانس برلين با وقاحت تمام در حين سخنرانيِ ضد انقلابي رقصيد و آبروي همه را برد. وي همچنين فردي موسوم به فرشاد كه مشابهت اسمي با همان فرهاد ناكام دارد را فريفت تا عليه برادران زحمتكش و سلحشور و پر شور و ... سخن بگويد كه بحمدلله اين دسيسه نيز نقش بر آب شد. اينها تنها گوشه اي از فساد و گمراهي اين شخص لعين مي باشد.
جايزه’ صلح نوبل
با مقدمه’ كوتاهي كه ذكر شد هر انسان آزاده و سليم النفسي بدرستي درك مي كند كه چرا كميته’ ضد انساني نوبل با سوابق آنچناني (رجوع شود به مدارك ذكر شده در بخش قبل) اين جايزه’ ننگين را به كسي كه حداقل جرمش زن بودن اوست داده و مواضع ما را به آتش كشيده كه همچنان جايش مي سوزد. ما و مردم هميشه در صحنه اين جايزه و اين به اصطلاح خانم و كميته مثلاً نوبل و سبزهاي آلمان و سازمان ملل و بازار مشترك اروپا و بقيه’ دنيا را محكوم مي كنيم و اميدواريم كه همه’ آنها جز جگر بزنند كه اينقدر آنجاي ما را نسوزانند و به اميد پيدا كردن قطب شمال جهت اطفاي حريق و ايجاد برودت.
 |
|