آگهي
امروز صبح كه از خواب پاشدم و خودمو تو آينه ديدم, از تعجب داشتم شاخ در مي آوردم. آخه تو سينم جاي يه پنج برعكس خالي بود, اونورشو ميشد ديد. خودتونو بذارين جاي من, اصلاً نمي دونستم چه بلايي سرش اومده و كجا بايد دنبالش بگردم. پادمه چند وقت پيش, دقيقاً همونجاي سينم با سرو صداي زياد يه نوسانات عجيب و غريبي مي كرد. حتي تپيدنشو از روي پيرهن هم ميشد ديد. نميدونستم چي شده, بهش اهميت ندادم, چون سرم خيلي شلوغ بود. آخه يه دوست اومده بود پيشم, يه دوست عزيز. وقت نداشتم به اين داستان رسيدگي كنم. اون كه رفت, يه مدتي اون سر و صدا و نوسانات افتاد ولي غلط نكنم شب كه من خواب بودم, يه كسي كه اون صداهاي عجيب و غريب ناراحتش كرده بودن اومده بوده و يه لنگري چيزي بسته بوده بهش, آخه خيلي سنگين شده بود, ديگه تكون نمي خورد. شبا نمي تونستم بخوابم و وزنش اذيت ميكرد. بازم تحويلش نگرفتم, گفتم خودش درست ميشه. اينقدر تحويلش نگرفتم كه فكر كنم اونم بيخيال من شده و گذاشته رفته. شايدم كسي دزديدتش, نميدونم, تنهاچيزي كه ميدونم اينه كه يه چيزي يه روزي اينجا بوده كه ديگه نيست. حالا اگه يكودومتون بصورت اتفاقي يروز يه گوشه’ پرت يه پنج برعكس سرگردون ديدين, لطف كنين بهم اطلاع بدين. ممنون ميشم.