--> پيرتاک <body><script type="text/javascript"> function setAttributeOnload(object, attribute, val) { if(window.addEventListener) { window.addEventListener('load', function(){ object[attribute] = val; }, false); } else { window.attachEvent('onload', function(){ object[attribute] = val; }); } } </script> <div id="navbar-iframe-container"></div> <script type="text/javascript" src="https://apis.google.com/js/platform.js"></script> <script type="text/javascript"> gapi.load("gapi.iframes:gapi.iframes.style.bubble", function() { if (gapi.iframes && gapi.iframes.getContext) { gapi.iframes.getContext().openChild({ url: 'https://www.blogger.com/navbar/5111494?origin\x3dhttps://pirtaak.blogspot.com', where: document.getElementById("navbar-iframe-container"), id: "navbar-iframe" }); } }); </script>

پيرتاک

دوستان:

آرشيو

گويا
BBC
******* Comments********** ****
 



Saturday, October 25, 2003

چرا افسانه’ نوروزي اعدام مي شود ؟؟

بر خلاف بسياري از دوستان كه در خواب غفلت بسر مي برند و مي پندارند كه خانم نوروزي نبايد اعدام شود, من كه خود تا همين اواخر بدين شيوه مي انديشيدم و از زاويه اي گنگ به موضوع مي نگريستم, به همه’ دوستان اعلام مي كنم كه اين حكم بنا بر مصلحت جمهوري اسلامي لازم الاجراست و افسانه’ نوروزي اعدام بايد گردد. براي اثبات ادعاي خود حكايتي قديمي برايتان نقل مي كنم و ايمان دارم با خواندن اين حكايت, شما نيز با من هم عقيده خواهيد شد كه چرا دولت اسلامي را چاره اي جز اعدام خانم نوروزي نيست.

"" آورده اند كه روزي زنان دياري از سختي كار و تنگي روزگار بجان آمدند و جلسه كردند كه هر چه بيداد و ناگواريست نسيب آنهاست و مردان را جز آسايش و راحتي سهمي نيست. پس شور بسيار كردند و تفكر فراوان نمودند و بنا بر اين گذاردند تا به دادخواهي نزد خالق يكتا روند و چاره’ كار از او جويند. چون بنزد دادار دادگستر شدند و مشكل خود با حضرتش باز گفتند, باريتعالي در ايشان نگريست و چندي انديشيد, سپس فرمود: آري, بسياري از نا ملايمات و ناهمواري ها بر گرده’ زنان است و اين از انصاف بدور. پس واجب آمد تا در امور دنيوي باز نگريم و بعضي اصول را بگردانيم. باري, اينك اراده’ مان بدين تعلق گرفت تا از اين پس درد زايمان نسيب پدر نماييم و مادر از مذلت و درد برهانيم". پس زنان شادان و خندان بشهر شدند و زندگي از سر گرفتند. ديري نپائيد كه زن بزاز مهياي وضع حمل گشت و فرياد عطار بر آسمان شد. بعد از او زن قاضي كودكي به بالين نهاد و آهنگر نعره زد. شهر در آشوب و نزا افتاد و فتنه برخاست كه اگر كار بدين نمط پيش رود ديگر آبرويي براي كسي نماند. پس زنان چون اوضاع نا بسامان ديدند نزد خداوندگار رفتند لابه كنان كه هم تمكين مردان كنيم و هم كار خانه, پس درد زايمان دوباره نسيب مادران كن كه فتنه شهر را در بر گرفت.""

حالا تصور بفرمائيد كه خانم نوروزي اعدام نشود. بعد از اين, قاضي دادگاه و بازپرس و دادستان و .... و ديگر سران حكومتي, يكي پس از ديگري به ضرب دشنه’ زني در خون خواهند غلطيد و در اندك زماني آتش به خانه’ همه’ اكابر قوم خواهد افتاد. پس ايشان را چاره اي جز اعدام او نيست.

Pirtaak  ||  1:47 PM