--> پيرتاک <body><script type="text/javascript"> function setAttributeOnload(object, attribute, val) { if(window.addEventListener) { window.addEventListener('load', function(){ object[attribute] = val; }, false); } else { window.attachEvent('onload', function(){ object[attribute] = val; }); } } </script> <div id="navbar-iframe-container"></div> <script type="text/javascript" src="https://apis.google.com/js/platform.js"></script> <script type="text/javascript"> gapi.load("gapi.iframes:gapi.iframes.style.bubble", function() { if (gapi.iframes && gapi.iframes.getContext) { gapi.iframes.getContext().openChild({ url: 'https://www.blogger.com/navbar/5111494?origin\x3dhttps://pirtaak.blogspot.com', where: document.getElementById("navbar-iframe-container"), id: "navbar-iframe" }); } }); </script>

پيرتاک

دوستان:

آرشيو

گويا
BBC
******* Comments********** ****
 



Wednesday, December 10, 2003

غلط املائي

معلم دفتر ديكته را به شما بر مي گرداند, 19, زير كلمه’ باران خط كشيده است, نوشته ايد بارا. با مهارت تمام يك نون به آن اضافه مي كنيد و با قيافه’ حق به جانب پيش معلم مي رويد, مي گوئيد "اين كه غلط نيست". معلم با تعجب به چشمان شما نگاه مي كند, از شما مي خواهد لباس هايتان را بپوشيد. شما را تا دم در بدرقه مي كند و با مهرباني به شما دستور مي دهد كه ديگر به كلاس بر نگرديد. شما كلاس اول هستيد.
در كلاس دوم مشكل ديكته همچنان پا بر جاست, معلم از گفتن ديكته به شما منصرف مي شود و از شما مي خواهد كه رو نويسي كنيد. مي شويد 16 و با معلمتان حسابي ذوق مي كنيد.
با مصيبت تمام در امتحان نهايي پايه پنجم از پس ديكته بر مي آييد و به راهنمائي مي رويد.
بايد شعر حفظ كنيد, هر جلسه كه لطافت شعر, احساسات معلمتان را به غليان در مي آورد, خطوط رنگين مهرش با خط كش بر كف دستان كوچك شما نقش مي بندد, شما نتوانسته ايد شعر را حفظ كنيد.
از شما مي خواهند كه انشايتان را قرائت كنيد, سفيدي كاغذ را با آهنگ كلمات پنهان مي كنيد و خطابه اي قرا در وصف بهار ارائه مي دهيد, ولي معلم به هنگام نمره دادن مشتاق ديدن نوشتار آن خطابه است. و دوباره غنچه هاي محبت با خشونت بر گونه هايتان مي شكفند.
سال ها يكي پس از ديگري سپري مي شوند تا اينكه شما تصميم مي گيريد پنجره اي را در دنيايي مجازي بگشائيد. دوباره مشكل كودكي گريبانتان را مي گيري, غلط املائي. اين بار را شانس آورده ايد, "بعدالظهر" تركيب عربي از كلمات عربي "بعد" و "ظهر" است كه در فارسي به آن "بعد از ظهر" مي گويند. ولي شما "خزعبلات" را "خضعبلات" نوشته ايد و ستون هاي كهن يك ادبيات باستاني را لرزانده ايد.
مسلماً نگارش معوج كلمات نكوهيده است و گاهي فهم مطلب را نيز با اشكال روبرو مي كند. ولي بضاعت اندك نويسنده در حوزه’ كلام (و زمينه هاي ديگر هم), بيماريي است مزمن كه ز گهواره تا گور با او خواهد ماند.

Pirtaak  ||  7:43 PM