--> پيرتاک <body><script type="text/javascript"> function setAttributeOnload(object, attribute, val) { if(window.addEventListener) { window.addEventListener('load', function(){ object[attribute] = val; }, false); } else { window.attachEvent('onload', function(){ object[attribute] = val; }); } } </script> <div id="navbar-iframe-container"></div> <script type="text/javascript" src="https://apis.google.com/js/platform.js"></script> <script type="text/javascript"> gapi.load("gapi.iframes:gapi.iframes.style.bubble", function() { if (gapi.iframes && gapi.iframes.getContext) { gapi.iframes.getContext().openChild({ url: 'https://www.blogger.com/navbar/5111494?origin\x3dhttps://pirtaak.blogspot.com', where: document.getElementById("navbar-iframe-container"), id: "navbar-iframe" }); } }); </script>

پيرتاک

دوستان:

آرشيو

گويا
BBC
******* Comments********** ****
 



Wednesday, February 18, 2004

آيين خر سواری

تا حالا خر سوار شدين؟ آره٬ منظورم همون الاغه که بیچاره اسمش خيلی بد در رفته. عرض شود از مزايای بزرگ شدن در ولايات دور افتاده برخورداری از تسهيلاتيه که بچه های شهر جداٌ ازشون محرومن. یکيش همين خر سواريه٬ اگه فکر کردين بازی های کامپيوتری يا مثلاٌ رفتن به پارک ارم يا سيکس فلگز يا امثالهم چيزائين که بتونن با خر سواری حتی تنه بزنن سخت در اشتباهين٬ اگه خر سوار نشدين علاوه بر اين که يکی از لذت بخش ترين تجربيات بشری رو نميشناسين٬ جهان بيني تون هم يه جورايی ناقصه. حالا نگين جهانبينی رو به خرسواری چيکار٬ اونشم عرض می کنم خدمتتون.
اگه تا حالا هيچوقت سوار خر نشدین٬ شاید اصلاٌ به اهميت گفته های من پی نبريد و احتمالاٌ درک صحيحی از مطلب بدست نيارين٬ ولی به هر حال من سعی خودمو می کنم تا مطلب جا بيفته. فرض کنين يه خر هست و چند نفر هم می خوان ازش سواری بگيرن. اگه کسی از بين اون آدما تجربهٌ خر سواری نداشته باشه احتمالاٌ خيلی زود از خيرش ميگذره و بی خيال می شه. ولی اونايی که مزهٌ خرسواری زير زبونشون رفته به اين راحتی از ميدون بدر نمی رن. حالا يه خر هست و چندتا مدعی. روش های مختلفی هست که خرسوار از بين اون آدما مشخص بشه٬ قديمی ترين روش اينه که يکی از حضرات از همه قويتر باشه و با زور سوار بشه و بقيه هم با حسرت بشينن تماشاش کنن. اون آدم سوار خر می مونه تا يا خسته بشه يا تشنه بشه يا ... و يا بميره. روش ديگشم اينه که يکی از اونا شروع کنه به گريه و زاری و اينقدر زر بزنه که بقيه بگن بابا نخواستيم بيا خر مال تو. اگه يکی دوتا از اونا دس به يکی کنن و بين خودشون قرار بذارن که پس از تصاحب خر٬ خودشون سر نوبت سوار بشن٬ می تونن با پشتوانه همديگه بقيه رو از ميدون بدر کنن و نقششونو عملی کنن٬ اين روش سابقهٌ تاريخی هم داره. حالا فرض کنين که بقيه هم احمق نباشن و بشينن و بگن خوب حالا که اونا اعتلاف کردن ما هم اعتلاف می کنيم و هر اعتلافی که قويتر بود سوار خر می شه. این دیگه بستگی به شعور و قدرت مخزنی آدما داره تا بتونن قویترین اعتلاف تشکیل بدن. مدرن ترين روش که توی روستا ها معمول نيست و مختص شهر های بزرگه هم روش رای گيريه. البته اگه اين آدما اينقدر متمدن باشن که رای و اين حرفا حاليشون بشه معمولاٌ اتوبوس یا ماشین سوار می شن و اصلاٌ در محيطی نيستن که خری باشه و اونا بخوان سر سوار شدنش رقابت کنن. ولی چون اينجا بصورت نظری همهٌ حالت های محتمل رو داريم برسی می کنيم اين روش رو هم بايد در نظر بگيريم. روش رای گيری به اين صورته که از بين اين آدما يه چنتاشون می آن ميگن باباجون بهتره که به جای اين همه آدم٬ به این دلیل و اون دلیل ما سوار بشيم. اينا خودشونو کانديدا می کنن. تبليغات شروع مي شه و همه ميآن به کانديدای مورد نظرشون رای می دن. هرکی رای بيشتری آورد سوار خر می شه. ولی توی روستا٬ بعضيا دبه در ميآرن و مثلاٌ می گن اگه يکی رای آورد که سنگين بود يا مثلاٌ با خره بد رفتاری کرد يا چمیدونم٬ به هر علتی ما خوشمون نيومد چی؟ وارد اين بحث نميشم چون حالم ازش به هم می خوره. حالا فرض کنين يکی انتخاب شد که بره و سوار خر بشه٬‌ اگه بنا به دبه در آوردن باشه تمامی روش هايی که قبلاٌ ذکر شدن قابل اعمالن تا اون يارو رو از خر بکشن پائين و خودشون سوار بشن. مثلاٌ يکی که گردن کلفته بپره سوار بشه و بگه رای يعنی پشم. خوب٬ بقيه ميان ميگن که مرد حسابی تو هم ما رو گرفتی؟ تو که می خواستی خوت سوار بشی ديگه چرا ما رو معطل کردی؟
همونجور که عرض شد٬ روش های متعددی برای سوارشدن به خر وجود داره٬ هرکی یه جور سوار می شه. ولی نکتهٌ جالب اينه که همه مث هم می رونن. تنها یک روش برای خر سواری وجود داره و اونم استفاده از سياست چوب و هويجه.

Pirtaak  ||  8:28 PM