--> پيرتاک <body><script type="text/javascript"> function setAttributeOnload(object, attribute, val) { if(window.addEventListener) { window.addEventListener('load', function(){ object[attribute] = val; }, false); } else { window.attachEvent('onload', function(){ object[attribute] = val; }); } } </script> <div id="navbar-iframe-container"></div> <script type="text/javascript" src="https://apis.google.com/js/platform.js"></script> <script type="text/javascript"> gapi.load("gapi.iframes:gapi.iframes.style.bubble", function() { if (gapi.iframes && gapi.iframes.getContext) { gapi.iframes.getContext().openChild({ url: 'https://www.blogger.com/navbar/5111494?origin\x3dhttps://pirtaak.blogspot.com', where: document.getElementById("navbar-iframe-container"), id: "navbar-iframe" }); } }); </script>

پيرتاک

دوستان:

آرشيو

گويا
BBC
******* Comments********** ****
 



Friday, March 05, 2004

من خیلی کوچکتر از آنم که برای شما پیامی داشته باشم اما .....

خانوم خونه پس از يك هفته زحمت و شب نخوابی و با وسواس تمام براي مهموناش غذا پخته ولی سر سفره مي گه: "خدا مرگم بده، غذام اصلاً خوب نشده، باهاس ببخشين، عجله اي شد". اين جمله رو چند بار تو عمرتون شنيدين؟ چند بار خودتون ازش استفاده كردين؟ دقيقاً همين قالب رو با كلمات ديگه روزانه چندين بار مي شنويم. مثلاً رفتين مهموني، از يه آقايي كه بقيه فكر مي كنن (يا شايدم سركارش گذاشتن) خوش صداست مي خوان كه آواز بخونه، طرف يهو سرما مي خوره يا گلو درد مي شه، بعدش با اسرار بقيه مي زنه زير آواز و ديگه ول نمي كنه. توي همون مجلس از يه خانومي مي خوان كه برقصه، يجوري نگاه مي كنه كه مثلاً تا حالا كلمه’ رقص به گوشش هم نخورده، با زور كتك ميآرنش وسط و اون بعد از يه مكث طولاني بطوري كه همه’ مجلس توجهشون به اون جلب بشه يه نوار يا سي دي از تو كيفش در مي آره و مي گه پس لطفاً اينو بذارين. اونوقت شروع مي كنه به قر دادن، دوساعت بعد٬ بيشتر مهمونا رفتن و صاحب خونه داره از خواب مي ميره و اون خانوم هنوز داره حركات موزون مي كنه. حالا جالب قضیه اینجاست که اگه به طرف مثلاً بگن؛ حق با شما بود٬ بلد نیستین برقصین؛ کار به گیس و گیس کشی می رسه. بیاین فرضاً به يكي که خوشنویسی می کنه بگین" آقا شما ماشالا چه خوش خطين" طرف خيلي زود بر مي گرده و مي گه "خيلي وقته كه تمرين ندارم، ديگه خطم خرچنگ قورباغه شده". شما وظیفتون اینه که سریع با اون مخالفت کنین و بگین ؛ نه به خدا٬ خطتو بی نظیره؛ اگه جراءت دارین بگین؛ راست میگین٬ خرچنگ قورباغست. یا مثلاً گزارشگر تلویزیون از طرف می پرسه که پیامی برای مردم ندارید (گرچه این سئوال خودش به اندازهء کافی احمقانست) و ایشون در جواب می گن: ؛من خیلی کوچکتر از آنم که برای شما پیامی داشته باشم اما ....؛ و بعد از این اما کلی امر و نهی و نصیحت های پدرانه می آد.

قدیم تر ها هم وضع بهتر از این نبوده. بوعلي سينا سرآمد دانشمنداي دوره’ خودش بوده، هم اون اينو مي دونسته و هم مي دونسته كه بقيه مي دونن:

كفــر چــومني گزاف و آســان نبود
محكمتــر از ايمـان من ايمان نبود

در دهر چومن يكي و آن هم كافر؟
پس درهمه دهر يك مسلمان نبود

آقا بر مي گرده و مي گه "تا بدانجا رسيد دانش من كه بدانم همي كه نادانم"٬ یعنی جدی جدی ایشون فکر می کردن که نادانن؟ البته کسایی مث حافظ هم بودن که مرتب از كلك شكرينشون تعریف و تمجید می کردن ولی اکثریت با اون گروهیه که از خودشون تمجید وارونه می کردن. حكايت پشه ابوسعيد و پيل قشيري رو هم كه حتماً شنيدين٬ از اين دست تو ادبيات ما فراوونه.

اينجور به نظر مي آد که اين پيشينهء تاريخی تو فرهنگ ما اثر خودشو گذاشته و حالا ديگه اگه کسی بخواد از خودش تعريف و تمجيد کنه٬ اين کار رو بصورت وارونه انجام می ده تا اولاً با بزرگ منشی ادای شکسته نفسی رو در بياره و دوماً با توجه به قواعد تعريف شده در فرهنگ ما از خودش تعريف کرده باشه یا با مهارت اين تعريف و تمجيد رو از زبون ديگران کشيده باشه بيرون. امتحان کردنش اصلاً سخت نيست٬ وقتی يکی ادای شکسته نفسی رو درآورد٬ شما بجای مخالفت, با اون همراهی کنين و بگين " حق با شماست" بعد ببينين چطور عدد اعدا افزون می شه.

اين داستان وجوه ديگه ای هم داره٬ اغلب ما شاهزاده هايی هستيم که از بد روزگار به اين حال گرفتار اومدیم و اگه قضا و قدر بی مروت مجال می داد٬ همزمان هم بيل گيتس می شديم و هم انيشتين٬ از پاواروتی بهتر می خونديم و ونگوک رو رنگ می زديم. ازمون که آدرس می پرسن بسته به سئوال کننده جواب می دیم٬ اگه یارو خیلی با کلاس باشه آدرس از فرمانیه شروع می شه و به خونهء ما می رسه٬ اگه یارو لات و لوت باشه٬ از شوش آدرس می دیم.

يعنی ما اگه خودمون باشيم آدم نيستيم؟ يعنی اگه ينفر بياد و خودشو اونجور که هست نشون بده ما تحويلش نمی گيريم؟ يعنی ما همديگه رو وادار می کنيم تا خودمون نباشيم؟

Pirtaak  ||  11:55 AM