|
گويا
BBC
*******
Comments**********
****
|
غضب
چندیست که امور ملکداری و رسیدگی به رعایا چنان به خود مشغولمان کرده است که دستان مبارکمان به غربت قلم خو کرده اند و شهد نوشین بر کلک غمازمان خشکیده است. باری٬ گردانیدن سوی اشعه عالمتاب توجه همایونی از کتابت و تفضل در عمارت وبلاگيه٬ بعضی اغیار بدخواه و انصار نا آگاه بدان مرتبه دلیر کرده است که جراءت کرده اند و پشت سرمان بد گفته اند و ساحت ملوکانه مان را ملکوک به صفات ناشایست نموده اند. اگر نبود طبع لطیف و ذوق شریف و نفس سلیممان که عیب رعیت بپوشانیم و خطای زیر دست نانگاریم و در عوض رخت غضب بر تن داشتیم و ابرو در هم می کشیدیم که هیچ جنبنده ای را زهره نبود تا زبان از نیام بر کشد و خورشید درخشانمان انکار کند. راوی طوسی چه خوش در وصفمان گفته است که: درید و برید و شکست و ببست .. یلان را سر و سینه و پای و دست. چه گردان سرکش که سر به گرزمان سپرده اند و چه شاهان مقتدر که پیشانی به آستانمان سائیده اند. امان از این روزگار دجال که مروت به بیم و فحل به خوف تفسیر کند و قبلهء عالم عیب پوش و خطا بخش را به تیر طعنه گرفتار نمايد. این رقعه تنها بدین علت منقوش به کلام سلطانی نمودیم تا خلایق بدانند اگر مهتاب نبینند دلیل بر عدم وجود ماه نیست.
 |
|