|
گويا
BBC
*******
Comments**********
****
|
اندر باب سياست
قبلاً يک بار در مورد سياسی نگاری و پرداختن به امور روزانه ی مملکت نوشته ام. بازار سياست در جامعه کنونی ايران (در گذشته هم وضع بهتر از اين نبوده است) جولانگاه نخبگان و ميدان فرهيختگان نيست٬ که اگر نخبه ای هم باشد صدایش در میان عربده های زعما گم می شود. در این آشفته بازار هرکس ساز خود می زند ولی امور ملک به اراده ای غیر از آن می گردد با این حال همه حرف خود در خفا یا عیان می گویند. تا کار در محدوده ی اظهار نظر و سخنسراييست٬ ايرادی به کسی وارد نبوده و هرکس می تواند از حق ذاتيش استفاده کرده و نظرش را بگويد. شکر خدا که در ديار يار نظر خلق به پشيزی نگيرند که اگر می گرفتند وضع به مراتب به از اين بود. اشکال کار آنجاست که کارگزاران و متوليان اداره ی ملک نيز بهره ای از درايت و شم مملک داری نبرده اند و بیشتر شنيده ها در تاکسی و صف نانوايی و نوشته ها در وبلاگستان از اغلب سخنرانی های اکابر قوم پر مغزتر و به ذهن نزديکترند. آنچه در اينجا يا بيشتر وبلاگ های خصوصی به رشته ی تحرير در می آيد نه نسخه ايست که کسی به کار بندد و نه فرمانی است که کسی را وظيفه به انجامش باشد٬ چون آنان که حکم می رانند را سوی گوش به پائین نیست. درد دليست از آنچه در خانه ی پدری می گذرد که سرگذشت ديار یار نیز بجز درد دل نيست. اينکه اغلبمان کم و بيش در یک حد به امور واقفيم بندی به پای نمی نهد که ننويسيم يا نگوئيم٬ هم تازيانه را بخوريم و هم آخ نگوئیم؟ از انصاف بدور است٬ که در اين گفتن ها و شنيدن ها٬ نوشتن ها و خواندن ها حکمتی است که به آنها حيات و تداوم بقا می دهد.
در اینکه هیچ یک از ما متخصص امر نيستيم و در اظهاراتمان نقصان و خطا فراوان است شکی ندارم٬ ولی چون معتقدم یک جامعه ی مدرن بر مبنای عقل جمعی که حاصل ديالوگ و گفتمان اعضای جامعه است اداره می شود٬ چاره ای جز نوشتن و خواندن٬ گفتن و شنيدن برای دست يازيدن به منطقی غنی تر و کلامی محکم تر سراغ ندارم. اظهار نظر و بیان دیدگاه جدای از غرغر کردن و ناله ی بيهوده است٬ من می نويسم٬ شما اشتباهم را می گوئيد و اين ممارست راهی به جلو پيش پا می گذارد.
 |
|