|
گويا
BBC
*******
Comments**********
****
|
باله ی ایران (بخش نخست)
خيابان های Down town را در حالی طی می کنی که لشکر بی خانمان ها گنجينه های دور ريخته شده ی زباله ها را با دقت وارسی می کنند و صحنه های بدیعی ساخته اند که نمونه اش را تنها در فيلم های سينمائی ديده ای. خبری از پليس قدرتمند شهر فرشتگان (LAPD) نيست و تو سقف سرعت را تا دوبرابر حد مجاز بالا می بری و در حالی که هر آن احتمال شليک گلوله ای از جایی ناشناس به طرف تو٬ موی بر اندامت سیخ کرده است به سمت سالن نمايش به پيش می تازی. ماشين را در خيابان به امان خدا رها می کنی و پس از تنظيم کراواتت راه سالن اصلی را در پیش می گیری. برگزار کنندگان برای حفظ شان نمايش از تماشاچيان خواسته اند تا لباس رسمی بپوشند. پس از تبادل یک لبخند خط کشی شده٬ بليط هایی که به قیمت ناچیز 70$ خریداری شده اند را به کنترولچی سالن نشان می دهی و وارد می شوی. شماره ها را يافته ای و روی صندليت نشته ای و آرام و بی صدا مشغول برسی جامعه شناسانه ی باقی تماشاچيان شده ای. از اينکه با جمعی از نخبگان و فرهنگ دوستان هم ميهن به تماشای يک برنامه ی جدی و هنری نشسته ای به خود می بالی و احساس نشاط آور باکلاسی تمامی وجودت را قلقلک می دهد. از این خرسندی که می بینی اگر برنامه ای فرهنگی (و نه مطرب بازی و موسیقی خالطوری) که نشان دهنده ی هنر امروزین کشور است در شهر فرشتگان به نمايش در آيد٬ آنقدر انگیزه ایجاد می کند تا مخاطبان بافرهنگی مثل تو حاضر به پرداختن هزينه ی گزاف بليط بوده و در آن ساعت خاص خطر حضور در Down town شهر فرشتگان را به جان بخرند. نور صحنه اندک اندک غروب می کند و در تاريکی پرده پائين می افتد. پس از چند ثانيه پروژکتور توضيحاتی که برگزار کننده لازم دانسته را به اطلاع عموم می رساند. تا اینجا بجز ترتيب معکوس حرکت پرده و نوشته جات اضافی روی آن چيز عجيبی اتفاق نيافتاده است. ناگهان بزرگترين نمای نزديک (close up) تاريخ سينمای جهان به تو و ديگر تماشاچيان لبخند می زند و به زبان شيوای پارسی سخن آغاز می کند. سخنران خيلی محترمانه و به زبان بسیار ساده هنر را برای تو تعريف می کند ( Art for Dummies) و چگونگی احيای باله ايران (که مسلماً کار پر مشقتی بوده است) و پیوند هنر کهن ایرانی با افق های نوین هنر جهان را به اطلاع همگان می رساند. گوينده که ظاهراً تهيه کننده و کارگردان (نیما کیان) و ... اين نمايش نيز هست کلمات را به گونه ای بيان می دارد که انگار تماشاچيان بی بته هرگز دست کم 70$ پرداخت نکرده اند و يک بعد از ظهر خود را به اين کار اختصاص نداده اند. اين سخنرانی که پرده ی اول باله را تشکیل می دهد بيش از ۱۵ دقيقه به درازا می انجامد و در خلال اين سخنان تو با نام تمامی کارکنان تلویزيون هايی که برای اين باله تبليغ کرده اند آشنا می شوی و در نهايت٬ جملات آخر به تو حالی می کنند که اگر از اين نمايش حظ اکمل را نبری خيلی بی فرهنگ و وطن ناپرستی.
 |
|